العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
487
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
نصف روز را كار كرد و بعد من مزد او را دادم و او ناراحت شد و آن را نگرفت ، من آن پول را صرف كسب و كار خود كردم ، او بعد از چند روز برگشت و مزد خود را طلب كرد . من هر چه با آن پول خريده بودم به او دادم و گفتم : همه اينها مال شما مىباشند ، و مىتوانستم جز مزدش اضافهاى به او ندهم ولى خودت مىدانى كه من براى رسيدن به رحمت و ترس از عذابت اين كار را كردهام اينك مىخواهم اين سنگ را دور سازى ، در اين هنگام سنگ كنار رفت و آنها درآمدند . 22 - عيسى نهرتيرى گويد : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمودند : هر كس خداوند را شناخت و مقام و عظمت او را درك كرد دهانش را از سخن گفتن باز مىدارد و شكمش را از هر طعامى حفظ مىكند و خود را به روزه و نماز مشغول مىسازد . گفتند : يا رسول اللَّه پدر و مادر ما قربانت گردند آنها اولياء اللَّه هستند ، فرمود دوستان خدا سكوت مىكنند و سكوت آنها ياد خدا مىباشد ، و به اوضاع و احوال زندگى مىنگرند تا عبرت بگيرند ، و سخن مىگويند تا به مردم حكمت ياد دهند . آنها در بين مردم حركت مىكنند ولى وجودشان مايه بركت مىباشد ، اگر اجل آنها براى روز معينى نبود هر آينه ارواح آنها در بدنشان استقرار پيدا نمىكرد ، زيرا آنها از عذاب خداوند مىترسند و به ثواب و پاداش رغبت نشان مىدهند . 23 - يكى از رواة از امام حسن مجتبى عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب در خطبهاى گفتند : اى مردم من برادرى داشتم كه از همگان در نظرم بزرگتر بود ، يكى از بزرگترين امتيازات او اين بود كه دنيا را كوچك مىدانست . شكمش بر او مسلط نبود و هر چه را بدست نمىآورد به آن اشتها نداشت و هر گاه بر خوردنيها دست پيدا مىكرد زياد نمىخورد ، و شهوت او هم بر وى غلبه نداشت و جلو نفس خود را مىگرفت و دنبالهرو شهوتها نبود . عقل و نظرش همواره صائب بود و اوضاع و احوال را به خوبى درك مىكرد ، جهل و نادانى بر او مسلط نبودند و مهار او را در اختيار نداشتند ، او به هر كارى كه